نظریه گشتالت
گشتالت خود يک ارزش است. توليدات
صنعتي که داراي گشتالت آگاهانه
باشند به صورت با دوام تري مورد
استفاده قرار مي گيرند.
گشتالت :
وضع و شكل يا هيأت كل ، تصوير كلي سازمانيافته و شناخته شده که فرد ميكوشد موجودات مادي را به صورت كل درك كند ، يا به آنها معنا و مفهومي سازمانيافته بدهد و در آن وحدتي به وجود آورد .
چگونگی شکلگیری نظریه گشتالت
نظریه زیبایی شناسی
هدف دیگرطراحی آفرینش اثرزیبا یا خوشایند است.
عناصر گشتالت
عناصر ماکرو:
غالبا در جريان درکي (اکثرا آگاهانه) دريافت مي شوند. مانند فرم، جنس، رويه، رنگ
عناصر ميکرو:
عبارت از آن عناصريست که در جريان درک بلافاصله ظاهر نگشته ولي در مجموع درک مي گردند. به عنوان مثال در يک توليد صنعتي پيچ هاي ريز فواصل بين قسمت هاي ساخت يا سرپيچ ها جزء عناصر ميکرو مي باشند
ساختمان گشتالت
در بررسي گشتالت ساختمان يک توليد دو پديده نظم و پيچيدگي از موضوعات مهم مي باشند. نظم و پيچيدگي فاکتورهاي وابسته به يکديگر در گشتالت محصول بوده و وجود هرکدام به مقدار زياد مي تواند دال بر کمتر بودن ديگري باشد.بدين ترتيب محصول صنعتي مي تواند داراي پيچيدگي زياد و نظم کم ويا داراي نظم زياد و پيچيدگي کم باشد.
اين دو پديده در توليدات صنعتي بايد به دقت مورد توجه قرار گيرند. زيرا موضوع ارتباط آنها با
يکديگر مسئله مهم در مطالعه
استتيک اشيا ودرک استتيکي
مي باشد.
بالا بردن کيفيت گشتالت
با داشتن اسکلت ساختماني قابل قبول و قابل شناخت بودن عناصر فرمي آن و همچنين آشکار بودن ارتباط کلي آن با بخش هاي ديگر بر مبناي فرم ها، حجم ها، اندازه ها، رنگ ها، کيفيت جنس و گرافيک توليد درک میشود .
- ادامه اصول ساخت يعني اصول گشتالت انتخاب شده در تمام طرح.
وضوح کليت عناصر گشتالت مانند تغييرات فرمي رنگ ها و نوشته ها (که اين ها بايد در معرض ديد باشند).
نظریه ها و سبک های یادگیری
پنج قانون یا اصول گشتالت
روانشناسان گشتالتي معتقدند كه در گشتالت نيروي خاصي وجود دارد
كه مسايل و امور را درطرحها ، شكلها و قالبهاي معيني سازمان
ميدهد و اساس ادراك و بينش را پايهريزي ميكند .
1 ـ قانون فراگيري يا جامعيت ، بيانگر اين واقعيت است كه سازمان
رواني همواره به هيأت و شكل مطلوب و كماليافته گرايش دارد .
در اين سازمان ويژگيهايي مانند نظم و ترتيب ، سادگي و پايداري
برقرار است .
2 ـ قانون مجاورت ، بيانگر عوامل سازندهي يك ميدان است كه در
نتيجه ي نزديك بودن به يكديگرتشكيل دسته يا ردههاي مشخصي را
ميدهد .
3 ـ قانون مشابهت ، موارد مشابه بر حسب ويژگيهاي خاصي كه دارند مانند شكل ، رنگ و جز آن . گروههاي مشتركي را به وجود ميآورند .
4 ـ قانون بستگي ، در فرد گرايشي وجود دارد كه همواره ميخواهد
شكلها و موقعيتهاي ناجورونامتقارن را تكميل كند ، يادگيري آنگاه
انجام ميشود كه طرح مطلوب يا هيأت نيكو حاصل آيد .
با سازمان دادن اوضاع يا رفع نقص حالت خشنودي در فرد فراهم
ميشود .
5 ـ قانون نيك پيوستگي ، همانند قانون بستگي هر دو داراي جنبههاي
صراحت و زيبندگي يا كمال مطلوب ميباشند .
نظريه شناختي گشتالت
روانشناسي گشتالت
پي بردن به ادراكِ ارتباط است كه موجب رفتارِ معنادار ميشود .
در روانشناسي گشتالت به دو عاملِ تصوير و زمينه توجه خاصي
نشان ميدهند و يادگيري را در نظر اول از برآيندِ اين دو عامل
ميسر ميدانند .
ادراك به رشد اندامها يا رشد طبيعي فرد بستگي دارد و در اين مورد
محقق شده كه ادراك كودكان از محيط و جهان پيرامون خود با ادراك
بزرگسالان تفاوت دارد .
ادراك از راه تجربه و آشنايي با
مفهومهاي اصلي طرحها و الگوها
حاصل ميشود .
زمينه
درامر يادگيري ومسايل آموزشي عبارت از آن چيزهايي است كه شاگرد با آنها آشنايي دارد .
مانند : معلم ، دوستان ، بستگان و موجوداتي كه رنگ و شكل خاصي دارند و به طور كلي تمامي آن چيزهايي است كه محيط مادي و محسوس شاگرد را تشكيل ميدهد .
به عبارت ديگر زمينه :
آن چيزي است كه به تصوير در زمان و مكان مفهوم واقعي ميبخشد .
يادگيري از ديدگاه گشتالت :
يادگيري عبارت است از يافتن بينشهاي جديد يا تغيير در بينشهاي گذشته .
يادگيري عبارت از وقوع تغييراتي است كه در پاسخ به الگوها يا هيأتهاي كلِ معنادار حاصل ميگردد . چنانچه وقتي دانشآموز با مسألهي جديدي روبه رو ميشود بيدرنگ به طرح و الگوهاي گذشتهاش مراجعه ميكند تا در حل مسأله او را ياري نمايند و نهايتاً اينكه يادگيري از ديدگاه گشتالت با ادراك ، بينش و حل مسأله ملازمت دارد .
ادراك زماني تحقق مييابد كه عواملي مانند : توجه ، احساس ، تجربه قبلي و معنا زمينهساز آن باشد . در كل همواره قبل از اجزا درك ميشود .
نقش بينش
بينش :
احساس و گرايشي است كه موجود زنده نسبت به ارتباط اجزا و
موقعيتها نشان ميدهد .
به عبارت ديگر :
بينش عبارت از راه يافتن به كم و كيف يك مشكل و پي بردن به
حل آن است .
فرق يادگيري گشتالي با يادگيري تداعيگرايان (رفتارگرايي و ...)
در گشتالت ، يادگيري با ادراك ، انديشهي بارور و بينش سر و كار دارد .
در تداعيگرايان ، يادگيري ارتباط اجزايي مانند محرك و پاسخ مطرح است كه غالباً آن را مكانيكي و گشتالت را غيرمكانيكي
ناميده اند .
ارتباط رفتار با يادگيري
رفتار در نظر رفتارگرايان هرنوع فعاليت محسوس عضلاني يا تراوش بروني غدههاست مثل اشك و عرق و ...
رفتار از نظر گشتالت :
رفتار رواني به طور مستقيم مشهود نيست بلكه امري استنباطي
است .
تداعيگرايان معتقدند كه هر نوع تغييري در رفتار به منزلهي
يادگيري است و عكس آن نيز درست است . گشتالت در مخالفت
اظهار ميدارد : تغيير در بينش داراي اهميت است .
لذا نبايد نتيجه گرفت كه هر تغييري دليل بر يادگيري است و يادگيري هنگامي حاصل ميشود كه الزاماً تغيير در رفتار محسوس پديد آيد . طرفداران گشتالت به تجربه بيش از رفتار توجه ميكنند و تجربه را رويدادي ميدانند كه فرد از راه عمل و مشاهده به نتايج فعاليتخاصي پي ميبرد .
نكتهي منفي در اين است كه در شيوههاي ارزشيابي فقط رفتار مشهود را در نظر ميگيرند و حكم ميكنند كه افراد چه رفتاري بايد انجام دهند و آنان را به ابزارِ رفتارِ مطلوبِ خود وادار ميسازند .
نظريهي شناخت شناسي تكويني (ژان پياژه)
بدون آشنايي با ويژگيهاي فكري و عقلي كودكان در هر دورهي
سني نميتوان در پيشرفت تحصيلي آنان توفيق ارزندهاي به دست
آورد .در نظام پياژه اساس يادگيري بر داد و ستد فرد با محيط و دورهها و مراحل رشد استوار است .كودك در نتيجهي تعامل با
افراد و شرايط زيستي و اجتماعي ، خود را با محيط سازگار
ميسازد ، بنابراين ، مفاهيم و محتوا ساخت و كاركرد از اهميت
بالايي برخوردارند .
ـ همنوايي فكري
ـ بهرهگيري از مطالب عيني
ـ تنظيم سلسله مراتب درسي
ـ توجه به سطح اختلاف مطالب موجود و جديد
ـ آموزش انفرادي
ارزشيابي با رويكرد شناخت گرايي
درارزشيابي با رويكرد شناخت گرايي
علاوه بر آزمون هاي عيني از آزمونهاي انشايي و باز- پاسخ
نيز استفاده مي شود.
هر روش ، ابزار يا موقعيتي كه براي سنجش وارزشيابي دانش
اموزان استفاده مي شود بايد با توجه به رشد سني و شناختي
دانش آموزان انتخاب شده باشد.
تكاليفي براي فراگيران مطرح مي شود كه با سطح توانايي فرد
آن ها متناسب باشد. هيچ چيز به اندازهي شكست و ناكامي بيش
از حد برانگيزش و علاقه تأثير مخرب ندارد.
تكاليفي براي فراگيران ارائه مي شود كه به گام هاي كوتاه تقسيم
مي شود تا در آن ها براي توسعهي شناخت از گام ساده به پيچيده استفاده شود.
راهبردهايي كه دانش آموز از آن ها استفاده مي كند تا دانش،
مهارت ها وعادت هاي كاري رابه گونهاي معنادار، در انجام
تكاليف به كار ببرد، مورد قضاوت قرار مي گيرد.