آب انبار و یخچال ها
فهرست بخش دوم:
يخچال ها
مقطع وپلان يخچال ميبد در استان يزد
قسمت هاي مختلف يخچال ها
نحوه ي حمل يخ از داخل به خارج آن
نحوه ي حفظ يخ
انواع يخچال ها
يخچال گنبدي
يخچال هاي زيرزميني
يخچال بدون طاق
يخچال گنبدي ميبد
مشخصات يخچال گنبدي ميبد
تاریخچه آب انبار
آبانبار در ايران
شرايط اقليمي خشك و نيمه خشك بخش عمده اي از ايران، تاثير ژرف و بنيادي
در خلق پديدههاي گوناگون معماري اين سرزمين گذاشته است. ريزشهاي
آسماني در ايران، به جز ناحيه شمالي و سواحل درياي مازندران، در بقيه
نواحي بسيار كم است. به همين دليل، از ديرباز در بيشتر دشتهاي وسيع
ايران، براي دسترسي به آب، تلاش چشمگيري صورت گرفته و ايرانيان با بهره
جستن از تمامي تواناييهاي خود، دهها كيلومتر قنات حفر كرده اند. آنها در كنار
ساخت قناتها و سدها، به ذخيره سازي آبهاي فراوان زمستاني براي به
مصرف رساندن آنها در فصلهاي گرم سال نيز توجه داشته اند و براي تحقق اين
مساله، «آبانبار» را بنيان گذاشته اند.
آبانبارها علاوه بر نقش مهمي كه در زندگي روزمره مردم داشته اند، از موقعيت
خاصي نيز در فرهنگ و اعتقادات مردم اين سرزمين، بهره مند بوده اند. پيوند
ميان آب و آيينهاي مذهبي، در دوران بعد از اسلام نيز در ايران ادامه يافت؛ به
گونه اي كه نيايشگاههاي آناهيد، جاي خود را به مصليهاي شكوهمند خارج از
شهر داد.
آبانبارها در بافت شهرهاي حاشيه كوير، مركز بسياري از آباديها و شهركها و
محلهها بودهاند و در بسياري از محلهها بزرگترين و چشمگيرترين واحد معماري
به شمار ميروند.
فن ساختمان و شيوه معماري در ساختمان آبانبارها داراي اعتبار خاصي است؛
چرا كه سازندگان اين واحدها با دقت و نكتهسنجي بسيار، به مسايل عمده اي
چون ميزان فشار آب بر كف و سطح آبانبار، مساله اندود داخل بنا، تهويه،
تصفيه و جلوگيري از آلودگي آب، توجه كامل داشتهاند.
هنر تزيين نماي خارجي اين آبانبارها، به خصوص سردر ورودي آنها و در برخي
از موارد، انتخاب اشعار جالبي براي كتيبه بالاي سردر، همگي نشان دهنده آن
است كه اين بناها با بسياري از ويژگيها و روحيات ساكنان پيرامون .خود، ارتباط
نزديك و مستحكمي داشته اند .

آبانبارهاي خصوصي:
اين آبانبارها در خانههاي شهري و يا روستايي، عموما در زير ساختمان يا در زير سطح حياط ساخته ميشوند. مخازن اين آبانبارها معمولا مكعب يا مستطيل هستند و سقفي مسطح يا گهوارهاي دارند. در اين نوع آبانبارها اگر مخزن زير حياط خانه ساخته ميشده، برداشت آب از آنها با دلو و از راه دريچهاي كه در سقف يا نزديك به سقف بوده، به وسيله تلمبه دستي انجام ميگرفته است. اما چنان چه مخزن در زير قسمت مسكوني ساخته مي شد معمولا دسترسي به آب از طريق پاشير صورت ميگرفت. اين مخازن، عمدتا يك هواكش يا بادگير براي تهويه دارند كه تا بام خانه امتداد مييابد. گنجايش برخي از اين آبانبارها براي تامين مصرفي سه تا چهار سال يك خانه، كافي است.
آبانبارهاي عمومي:
اين آبانبارها اكثرا بناهاي بزرگ و چشمگيري هستند و سازندگان آنها حكام و اعيان يا مردان نيكوكار محلي بودهاند كه هزينه ساخت آنها را از بيتالمال يا از اموال خويش ميپرداخته اند.
آبانبارهاي شهري:
معمولا در مراكز محلهها و در كنار امكان مذهبي، آموزشي، رفاهي و تجاري ساخته ميشدند. نمونههاي بازمانده از اين آبانبارها نشان ميدهد كه آنها نسبت به انواع ديگر داراي ظرفيت بيشتري بوده و مي توانستند نياز محلات پرجمعيت شهري را براي ماهها تامين كنند.
اهميت حياتي اين بناها موجب ميشد كه در انتخاب نوع مصالح و كيفيت ساختمان آنها توجه خاصي شود و افزودن بر بخشها و اجزاي ضروري، جلوخانهايي بزرگ، سردر و هشتي، پلههاي پهن، بادگيرهاي بلند و همچنين تزيينات گوناگون در آنها به كار رود. از جمله معروفترين اين آبانبارها در تهران بايد به اين موارد اشاره كرد: «سيد اسماعيل، صاحب ايوان، بابا نوذر، يوزباش، سيد ولي، امامزاده .يحيي، رضا .قلي خان، چهل تن و كوچه غريبان
آبانبارهاي روستايي:
عموما در ميدانهاي مركزي روستاها ساخته ميشدند. اين آبانبارها معماري بسيار ساده اي داشتند و از مصالح موجود در محل و بيشتر بدون تزيينات و پيرايهها، شكل ميگرفتند. از نمونههاي شناخته شده اين آبانبارها ميتوان به آبانبار حاج سيدحسين در آبادي خنك (خونك) و آبانبار دو راه در آبادي در رحمت آباد استان يزد اشاره كرد.
آبانبارهاي قلعه اي:
اين آبانبارها بسيار ساده و اغلب به صورت حوضهاي سرپوشيدهاند. مخزن آنها نسبتا كوچك و عميق است و به شكل چاهي سريع در قسمت مركزي آبانبار ساخته ميشده است. برخي از آنها به نحوي با مجموعه بناهاي قلعه تركيب شدهاند كه بتوانند آب باران كه روي بامها و صحن قلعه روان ميشود، جمع آوري و ذخيره كنند.
معماري آبانبارهاي داخل كاروانسراها را ميتوان تاثير گرفته از اين نوع آبانبارها دانست و در اين گروه مطالعه كرد. اين بناها معمولا به صورت حوضهايي سرپوشيده در ميان حياط و روي محورهاي اصلي كاروانسرا ساخته ميشدند.
آبانبارهاي ميانراهي:
اين آبانبارها معمولا در مسير جادههاي كاروانرو و در كنار كاروانسراها شكل ميگرفتند. آنها مخازن استوانهاي و پوشش گنبدي دارند و برخي نيز اطاق و كلاهفرنگيهايي براي استراحت مسافران و خواندن نماز دارند.
از نمونه آبانبارهاي ميانراهي ميتوان به آبانبارهاي حوض بلند وزير بر سر راه يزد به مشهد و آبانبار حاج حسين معمار در جاده يزد به تهران، اشاره كرد.
آبانبارهاي بياباني:
معمولا در بيابانهاي خشك و به منظور سيراب كردن دامها ساخته ميشدند. مخازن اين آبانبارها معمولا چهارگوش ساخته ميشده و ديوارهايشان حدود دو متر بالاتر از سطح زمين بوده است.
منبع یا انبار: قسمت اصلی آب انبار است و به چهار شکل مکعب، مکعب مستطیل، هشت گوشه و استوانه ساخته میشده، تمامی یا بخش عمده آن در زیر زمین کنده میشود. قطر منبعهای استوانهای از حدود ۲۰ متر تجاوز نمیکند و تا سه هزار متر مکعب گنجایش دارند. منبعهای مکعب و مکعب مستطیل میتوانند در اندازههای بسیار بزرگ و تا صد هزار متر مکعب نیز ساخته شوند که در آن صورت برای نگهداری پوشش فراز آنها در داخل منبع ، جرزها و ستونها را بکار میگیرند
پوشش انبار: پوشش منبع به صورتهای گنبدی، مخروطی، آهنگ و مسطح دیده میشود.
هواکش و بادگیر: برای سالم نگهداشتن آب و خنک کردن آن، بر فراز منبع آب به صورت معمول بادگیرهایی استوار میکنند تا جریان هوا را در آن برقرار سازد. وجود بادگیرهای متعدد یک دهانه و چند دهانه در بالای برخی از انبارهای آب به این دلیل است که تا از هر سو که باد می وزد، از آن بهره جسته شود و به طور دائم جریان هوا به گونه (بده و بستان) بهوسیله بادگیرها در منبع برقرار باشد.
سردر: سردر آب انبارها چشمگیرترین واحد تزئینی و نما سازی شده آن به شمار میرود. در دوسوی پلهها اغلب سکوهای سنگی پهنی وجود دارد که بیشتر در پیوند فضای باز محل مقابل سردر، جایگاه مناسبی برای گردهمایی مردم محل به شمار میرود.
راه پله و پاشیر: در کنار منبع و به طور معمول در وسط سردر باشکوه و چشمگیری که به میدان یا فضای به نسبت باز مقابل جلوه می بخشد، پلههای آب انبار قرار دارد که دسترسی به پاشیر و محل برداشتن آب را میسر می سازد. شیب پلهها گاهی تند ، ولی پهنای آنها بسیار است تا افراد براحتی بتوانند با سطل، دلو، کوزه و مشک از کنار هم بگذرند. در محل پاشیر و برداشت آب، برای آنکه افراد معطل نشوند با توجه به تعداد ساکنان محل، گاه تا سه شیر نیز قرار میدهند. شیرهای برداشت آب را در یک متری از کف منبع نصب میکنند تا مواد ته نشین شده با آب خارج نشود. برخی از آب انبارها دارای دو راه پله هستند یکی برای مسلمانان و دیگری برای زرتشتیان مانند آب انبار معروف ریگ در یزد

آب انبار یزد:
اين آب انبار كه در زير تكيه اميرچقماق قرار دارد و اكنون بخشي از موزه آب يزد را تشكيل ميدهد، به همراه بازارچه حاجي قنبر در زمان اميرچقماق و به دستور نظامالدين حاجي قنبر جهانشاهي احداث گرديده است.
اواسط قرن نهم حجري حدود سنه 850 روزگار بناي مجموعه تاريخي اميرچقماق است و جزء موقوفات اميرچقماق ميباشد. اين آب انبار يك ورودي دارد كه در دومين صفه تكيه اميرچقماق واقع شده است و با 50 پلكان ميتوان به پاشير آب انبار و محل برداشت آب رسيد.
ویژگی آب انبار یزد:
1-تمام بدنه آب انبار در زمين مدفون است، حتي گنبد فوقاني تهويه هوا هم در دل زمين قرار دارد و تيزه گنبد در سطح زمين است.
2-بادگيرهاي آب انبار در بدنه ديوار بازارچه حاجيقنبر جا گرفته است و چيزي را كه در ديگر آب انبارها به نام بادگير مي بينيم در اينجا مشاهده نميشود.
3-پلكان آب انبارها در اكثريت قريب به اتفاق آنها به وسط خزينه برخورد ميكند، كه در اين آب انبار پلكان در جنب خزينه قرار دارد و شايد علت آن بوده است كه اگر ميخواستند پلكان به وسط خزينه برخورد كند بايد دقيقاً زير منارهها را خالي ميكردند كه اين مسئله استقامت منارهها را كم ميكرد.
4-خزينه آب انبار در عمق 14 متري زمين حفر شده است و همانطور كه گفته شد سقف خزينه همكف بازارچه است و قطر خزينه 9 متر ميباشد .
5-ارتفاع آبگير خزينه هم 9 متر است و بقيه ارتفاع آن براي تهويه آب و فضاي عبور هواست. اين آب انبار داراي 4 بادگير 4 وجهي بوده كه دو تاي آنها از بين و ساقه آنها به بلندي حدود 5/1 متر بالاتر از پشت بام بازارچه ديده ميشود.
6-با همت موزه آب يزد سه بادگير آب انبار به شكل سنتي و اصلي خود بازسازي شدهاند. آب انبار تا حدود 40 سال پيش مورد استفاده عموم بوده و با ورود شبكه آب لولهكشي به شهرها، اين يادگاريهاي جاويد به فراموشي سپرده شدهاند و ديگر كاربري گذشته را ندارند.
آب انبارهاي استان قزوین:
آب انبار سردار بزرگ شهر قزوین ، بزرگترین آب انبار تك گنبد ی ایران است و در خیابان راه آهن این شهر قرار دارد. بانیان این بنا " محمد حسن خان و محمد حسین خان سردار " از امرای فتحعلی شاه قاجار بودند. این آب انبار دارای سردری رفیع با قوس جناغی است . راه شیر آب انبار ، پنجاه پله سنگی دارد و برای دسترسی به آب باید دوازده و نیم متر پایین رفت. مخزن آب آن ، مربع شكل و به ابعاد تقریبی هفده متر است .
مصالح به كار رفته در جرزهای آن ، شفته آهك با روكش ساروج (مخلوطی است از آهك و خاكستر یا ریگ كه در آب به مرور جذب انیدرید كربنیك كنند و آهكش به صورت سنگ آهك كه محكم و پایدار است در می آید و از آن در جهت ساختن بنا استفاده می كنند. )و قطر آنها در حدود سه متر است . گنبد عظیم آب انبار ، آجری و در بالاترین قسمت آن بادگیری قرار دارد و ارتفاع بلندترین نقطه آن تا كف آب انبار، حدود 5/28 متر است . حجم مخزن این آب انبار سه هزار و ششصد متر مكعب است .
آب انبار حاج كاظم
این آب انبار در سال 1256 هـ . ق بنا و زیبا ترین آب انبار شهر قزوین محسوب می شود. آب انبار دارای سردری زیبا ، مزین به كاشی و طاق رسمی بندی و كتیبه سنگی است . راه شیر آب انبار دارای سی و سه پله با سقفی با قوس جناغی است. مخزن مستطیل شكل آب انبار با شفته آهك و آجر ساخته شده است . از ویژگی های دیگر این آب انبار ، وجود دو بادگیر به ارتفاع هشت متر با تزیینات كاشی كاری است . این آب انبار در انتهای خیابان تبریز قرار دارد .

یخچال ها
همان گونه که آب انبار، جهت ذخیره آب بوده، یخچال نیز چاله ای برای نگهداری و حفظ یخ بوده است. یخ در چله زمستان و در طی ماه های سرد سال تهیه می شده و در طی فصول گرم، یخ ذخیره شده تا شروع زمستان سال بعد مورد استفاده قرار می گرفته است.
با توجه به اینکه بخش اعظم ایران در منصقه گرم و خشک واقع شده و تابستان ها در کشور ما نسبتاً طولانی و درجه حرارت در طی این فصل در اغلب اوقات بیش از حد تحمل است، لذا نوشیدن آب سرد و یا افشره خنک و بستنی در این فصل می تواند بسیار گوارا و مطبوع باشد.همچنین سالم نگه داشتن گوشت، لبنیات و سایر مواد غذایی نیز استفاده از یخ را در تابستان ضروری می سازد.
به کارگیری کلیه عوامل اقلیمی جهت ایجاد حرارت و یا برودت مورد نیاز، جزو اصول اولیه معماری سنتی ایران بوده است. همان گونه که از تابش آفتاب و مصالح ساختمانی جهت تامین و ذخیره نمودن حرارت استفاده می شده، سرمای زمستان، دمای بسیار پایین آسمان در شب هنگام و عایق بودن نسبی عمق زمین نیز به منظور ایجاد برودت و ذخیره آن مورد استفاده قرار می گرفته است.
سر جان شاردن (5) ۞ فیلسوف و سیاح معروف فرانسوی که در زمان حکومت صفویه چندین بار به ایران سفر کرده و به زبان فارسی آشنا بوده، در سیاحت نامه خود در مورد نحوه تهیه یخ در ایران می نویسد:
"یخ در نواحی خارجی شهر و در نقاط غیر مسقف فروخته می شود و طرز تهیه آن بدین قرار می باشد که در یک محوطه گودال عمیقی رو به شمال حفر می کنند و در مقابل آن حوضچه های مربع شکلی به ابعاد 16 تا 20 شست (به عمق چهل تا پنجاه سانت) به مانند تشتکی فراهم می آورند. آنگاه شامگاهان اینها را از آب مالامال ساخته و هنگامی که صبحگاهان کاملاً منجمد می گردد، آن را با رنده باغبانی یا شن کش می شکنند و قطعه قطعه می کنند و تمام این قطعات را در گودال مزبور که توضیح داده شد، روی هم انبار می نمایند و آن را در آنجا به قدر مقدور به تکه های کوچکتر مبدل می کنند، چون هر اندازه که یخ بیشتر خرد شود بهتر منجمد می گردد.
1- ديوار سايه انداز بسيار طويل و بلند مي باشد ارتفاع اين ديوارها كه گاهي تا 10 متر مي رسد در طول روز از تابش آفتاب بر روي آبهاي منجمد شده در حوضچه ها جلوگيري مي كند . گاه جهت استحكام بيشتر ديوار سايه انداز اقدام به احداث پشت بندهاي بزرگ در قسمت جنوبي ديوار مي كردند . ديوارهاي سايه انداز در پايين داراي ضخامتي زياد بوده و به تدريج در بخشهاي فوقاني از قطر آنها كاسته ميشود .
2-حوضچه هاي تهيه يخ : گودال مستطيل شكل است كه به موازات ديوار سايه انداز و در بخش شمالي آن حفرشده و طول آن اندكي كمتر از طول ديوار وعمق آن 30 الي 50 سانتيمتر و گاه بيشتر بوده است . اين گودال محل تهيه یخ در شبهاي سرد زمستان بود.
3 – 3-مخزن يخ: اين مخازن معمولا در پشت ديوار سايه انداز و در بخش جنوبي آن و در بعضي موارد بوسيله يك يا چند مدخل ورودي به بخش شمالي راه مي يابد . انبار يخ نيز گودالهاي عميق و بزرگي هستند كه در وسط مخزن يخ حفرشده اند .شكل اين گودالها در يخچالهاي گنبد دار بصورت دايره با شعاعي تا حدود 4 متر و گاه بيشتر مي باشد. ديوار اين گودالها از سنگ يا آجر يا اندود كاهگل ساخته مي شد .و پشت آن با مصالح عايقي چون خاكه زغال و يا مصالح ديگر پر مي گردد .جهت دستيابي به كف اين گودالها از پله هاي كوچكي كه در ديوار آن تعبيه مي شد استفاده مي گرديد همچنين چاهي در بيرون از يخچال حفر كرده و بوسيله مجاري باريكي كه دركف گودالهاي يخ تعبيه مي نمودند تا آب حاصل از ذوب يخ را به اين چاهها هدايت مي كردند.
نحوه حمل یخ از داخل یخچال به خارج آن:
در کرمان برف را از منطقه حسین آباد جوپار با الاغ به شهر می آوردند. این برف را هنگام حمل در خورجین هایی از پشم بز می گذاشتند تا در حین ذوب شدن، خورجین آن سنگین نشود. در زنجان، همدان و شیراز نیز برف را از کوهستان می آوردند. در شیراز برف را با گاری حمل می کردند و آن را به صورت قطعات مکعب شکل در لای نمد و یا حصیر نگاه می داشتند. برف کوبیده شده در مغازه ها به فروش می رسیده. این برف را برای خنک کردن آب، در آن می ریختند و می نوشیدند. در بعضی از خانه ها نیز در زمستان برف را در لای حصیر و یا کاه در داخل زمین مدفون می کردند.

نحوه حفظ یخ:
جهت نگهداری و ذخیره یخ به مدت طولانی، احتیاج به یک عایق حرارتی خوب بوده است. بدین منظور یخ را در داخل چالی که در درون زمین کنده می شده، حفظ می کردند. جهت حفاظت از این یخ سه نوع یخچال در ایران متداول بوده که در اینجا نحوه احداث و کارکرد هر یک توضیح داده خواهد شد.
انواع یخچال ها:
1.یخچال گنبدی
یخچال های زیرزمینی -2
یخچال بدون طاق -3
یخچال گنبدی
یخچال هایی که برفراز چال یا مخزن یخ آن ها یک گنبد بزرگ خشتی ساخته می شده در حاشیه کویر مرکزی و نواحی شمال شرقی کشور احداث شده است. این یخچال ها دارای یک چال بزرگ مخروطی شکل بوده اند. در پایین چال یک راه آب بوده و آبی که از یخ ها ذوب می شده، از طریق آن به چاه منتقل می شده است .
یخچال گنبدی میبد
نکته بسیار مهم در طراحی و به کارگیری این سازه های آبی ، همخوانی و هماهنگی آن ها با زیست بوم منطقه است که ضمن بهره برداری بهینه از منابع طبیعی ، کمترین آسیب ها را به محیط زیست وارد آورده و به اصطلاح امروزی در شمار سازه های « سبز » محسوب می شدند.
یکی از این سازه های سنتی و سازگار با زیست بوم ایران که در نوع خود بهترین و بزرگترین نمونه از این دست به شمار می رود ، یخچال گنبدی میبد در استان یزد است .
این شاهکار « معماری زیست بومی » ایران ، یکی از نمونه های خوبِ بازمانده از یخچال های خشتی گنبدی به شمار می رود که ویژگی هایی همچون بهره برداری از سرمای هوا در زمستان ، حفظ سرمای یخ در محیط عایق « پاچال » برای استفاده در فصول گرم سال ، ذخیره آب های جاری و قنات در فصول پرباران به صورت یخ ، بهره برداری از مصالح ساختمانی در دسترس و برگرفته از محیط طبیعی، در آن به خوبی رعایت شده است .
این یخچال در کنار « نارین قلعه » ، « آب انبار کُلار » و « چاپارخانه » ، یک مجموعه معماری تاریخی ارزشمند را تشکیل می دهد بر پایه دیدگاه کارشناسان ، دیرینگی یخچال میبد به بیش از دوران قاجار باز می گردد ؛ هر چند که تاریخ دقیق ساخت آن مشخص نیست و احتمال می رود که در محل بنایی قدیمی تر ساخته یا بازسازی شده باشد.
مشخصات یخچال گنبدی میبد
یخچال میبد که به شماره 1826 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده ، از خشت و گل ساخته شده است. دیوار سایه انداز به ارتفاع 8 متر و قطر 2 متر و طول 42 متر در جنوب و طول 20 متر در شرق و غرب برای کم کردن گرمای ناشی از تابش آفتاب به یخ بند ، آبروها برای هدایت آب به یخ بند ، گنبد خشتی ( از نوع دورچین ) با ارتفاع 15 متر از سطح زمین ، یخ بند ها ، « چال یخ » یا « یخ انبار » یا « پاچال » به ژرفای 6 متر و قطر 13 متر و یک سکو به عرض یک و نیم متر برای رفت و آمد در گرداگرد چال یخ ، یک راه پله باریک در بدنه چال یخ برای بالا آوردن تکه های یخ ، درگاهی برای واریز یخ به پاچال و در گاه دیگری برای تحویل یخ به مردم در تابستان، از ویژگی های ساختاری این سازه به شمار می رود.

یخچال های زیرزمینی :
نوع دیگری یخچال در نواحی شمال مرکزی ایران مانند تهران و ساوه و مناطق شمال غرب کشور مانند زنجان، همدان و تبریز ساخته می شده که عملکرد آن مانند یخچال گنبدی بوده ولی شکل کالبدی آن متفاوت است. بخش عمده ای از بدنه این گونه یخچال ها در داخل زمین بوده و دیوار های قطور آن با سنگ لاشه و یا آجر و ملات های آبی مانند ملات ماسه آهک و ساروج ساخته می شده و سقف غالباً آجری آن ازنوع طاق و تویزه و یا طاق آهنگ بوده است
یخچال بدون طاق
نوع سوم یخچال که بدون طاق بوده در اصفهان بنا می شده و مانند سایر یخچال های سنتی، تا سی الی چهل سال قبل مورد استفاده قرار می گرفته است. این نوع یخچال دارای دیواری به ارتفاع چهار تا پنج متر و به طول دوازده متر بوده است. در سمت نسار شمالی این دیوار یک استخر به عمق پنج الی شش متر و طول و عرض دوازده در پنج متر می ساختند. یخ را مانند روشی که در قسمت اول همین فصل توضیح داده شد، در طی شب تهیه می کردند و در هنگام سحر، آن را به داخل استخر انتقال می دادند.
یخچال های بدون طاق که شامل یک دیوار سایه انداز بلند و یک استخر بزرگ بوده و در شهر اصفهان مورد استفاده قرار می گرفته است.